تبليغاتX
fazemanic

پوپك گلدره متولد سال ۱۳۵۰، در رشته روانشناسى بالينى تحصيل كرد. او فعاليت هنرى اش را با بازى در نمايش «  پل » آغاز كرد. در سال ۷۳ در مجموعه تلويزيونى «ساعت خوش» بازى كرد و با مجموعه تلويزيونى « دنياى شيرين دريا » به شهرت رسيد. گلدره دختر شمالى دنياى شيرين دريا با بازى درفيلم « موج مرده » اثر ابراهيم حاتمى كيا در نقش يك دخترجنوبى بازى متفاوت و تاثيرگذارى را به نمايش گذاشت. « آخربازى » و « سيندرلا» نيز از ديگر فيلم هايى است كه گلدره درآن بار ديگر توانايى هاى خود را درعرصه بازيگرى نشان  داد. او به خاطر بازى در فيلم موج مرده تنديس بهترين بازيگر نقش اول زن را نيز دريافت كرد. مجموعه هاى تلويزيونى « روح مهربان » و  « نرگس » آخرين آثارى است كه او در كارنامه هنرى اش به ثبت رساند. از اين هنرمند فقيد سريال « نرگس » هم اكنون در حال پخش است كه بازى او در آن ناتمام ماند.

 روحش شاد ...                         

باز قصد بردن ما کرده اند افلاکیان          

باز هم در بین خود باید کسی را گم کنیم

شادی دیروز را در دست فردا گم کنیم

باز هم با قلب ما تقدیر بازی می کند

تیرگی در طالع ما یکه تازی می کند

چهره ی دلهای ما از داغ رنگین می شود

شاه بیت نغمه های شاد غمگین می شود

دست دنیا در میان ناله ها رو می شود

اما افسوس که او

             پیش چشم ما درون خاک پنهان می شود

 

 

+ نوشته شده توسط MP3 در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:29 |

در جریانات امتحانات یه اتفاقاتی افتاده بود که چون خیلی جا لب انگیزناکه ومحرمانه هست  یواشکی براتون مگم. )

برای اینکه مادری از محله ی آنطرف!!، بخواهد سر صحبت را با دختری از همین طرف بازکند ، سنجیدن نکات زیر لازم است:

1- تعیین فضای شاهدی مناسب.

2- مشخص کردن پیشامد مورد بررسی (انشاالله بعد از اخذ مدرک دیپلم(دیدی اف.بی.آِی جون اقه دنبال یه نفر مگشتی که ...اینم فرد مورد نظر: همونی که بر و بچز دست گرفته بودن که باید ترکش بدم ) )

3- اندازه گیری شانس وقوع پیشامد در فضای نمونه ای مناسب. : 7000 ( خوانده شود : هوزار ) درصد.

 

در جلسه ی دوم ( امتحان هندسه) موردی به لیست تخلفات و گوشزدهای رئیس جلسه اضافه شده بود که بسی بسیار خندیدم.

-خانم ها برگه تونا از وسط تا بزنت . دیدم که،همین جوری تا نزده تا آخر نوشتن. (مثلی که بعضاً دیده شده بود)

صدای خنده ی صورتی ها سالن را پر می کند و سرها به سمت dvdبر می گردد .یکی از خودمان می گوید:" dvd، ای شوتی!! برگتا تا کن."

 

بعد از امتحان حسابان :

بحث سر این است که دامنه ی آخری روکه معینی!! جون اشتباه نوشته، چند از نمره ی وی کاسته می شود؟

- اگر خانم احراری مصحح باشه: 0.25

- اگر آقای یزدانی باشه: 0.75

- اگر آقای صفوی باشه 0.5

بغل دستی اش می گوید: " نه اگه آقای صفوی بفهمه برگه ی توهست خو کم نمکنه. فقط به خاطر جیگر گوشه ی جعفر جیگر.

 و اگر ...

 

و مطلبی دیگر که امیدوارم سیستم فیلترینگ نفیلتره.

قبل از امتحان ادبیات :

- من هرجا به کلمه ی عشوه مرسیدم یاد خانم...

cia حرفش را قطع می کند: پیرزن عشوه گر دهر .

- رقص ضمیر رو بگو . این باید تصویری باشه که دیگه نمیشه ، چون می خواهم زنده بمانم .

 

 

 

+ نوشته شده توسط MP3 در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 19:25 |

سلام!

امتحانات نهایی

اصلاً نمی دونم چرا بهش میگن امتحان نهایی ، آخه شهریور که نهایی تره. ولی از اونجا که ما به مدرک دیپلممون به زودی نیازمندیم ، سعی می کنیم همین امتحانات را نهایی کنیم.

آخ ! آخ ! شب قبل از امتحانات آرامش درونم را ترک می گوید . و در موقعی که در حال حفظ کردن ویژگی های همسر شایسته  هستم خواب چشمانم را فرامی گیرد .

صبح صدای تلفن از خواب بیدارم می کند . لحظه ای به خوابهای پوچم می خندم که حالا که اصرار می کنین یه نمونه ی کوچیکش رو میگم .( ویژگی های ولی فقیه با همسر شایسته قاطی پاتی شده و من در حال خواندن کتابم  که... ) تلفن زنگ می زند .

-.... با تو کار دارن .   - بله ( خمیازه ) .

صدا: " شلخته کارتت یادت نره." ( البته. به من زنگ نزدن . این عبارت رو به م.. شلخته گفتن.)

وای امتحان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بگذریم که با چه وضعی وارد دبیرستانی به نام شاهد می شوی.

*** خانم ها به خاطر اینکه حرمت مدرسه شاهد را حفظ کنین، ورود و خروجتون با چادر باشه.

تمام برگه ها و جامدادی و ... علاقه ی  شدیدی به پخش شدن روی زمین دارند و عده ای هم چه کم توشه می آیند . هرچه سبک بال تر باشی ، پرواز آسان تر است.

صدای یکی از مسئولان می آید که می گوید : آخه دینی( زبان فارسی، حسابان،....) ثانیه ی آخر خوندن داره . در جوابش می گویم : " خانم اختیار دارین .اتفاقاٌ  فقط ثانیه ی آخر خوندن داره.( مکان تکیه کجا است آیا؟؟)

اضطراب تمام وجودم را فرا گرفته است. اما نمی دانم کجا می توانم رفع اضطراب و اضطرار کنم.

-"خانم ها کفشاتونا در بیارین و جامدادیاتونم را نبرید تو"

صدای خنده با ولوم پائین به گوش می رسد. آخه استاد جامدادی را در بغل سخت فشرده و با کفش اسپورت ( که جذابیت خاصی دارد) ، وارد سالن می شود.

حالا روی صندلیم نشسته ام و به برگه ی سفید روی آن نگاهی می اندازم . آخیش بچه ها گوش کنین :" اینجا نوشته که در محل سربرگ که با نقطه چین مشخص شده ، چیزی ننویسید. خب یعنی این کادر بزرگه رو پر نکنینا نقطه چین داره . فقط بالای اون خط مشکیه که یه کوچولو   جا داره بنویسین. سوالاشم آسونه نگاه کنین.

  نام : ام . پی . تری  

  نام خانوداگی :... آخ اینا از کتابمون امسال حذف کرده بودن سوال از کتاب پارساله.

بعد از دقایقی که به مواردی که تقلب محسوب می شود گوش می دهم و به این فکر می کنم که کدامیک جالبتر است تا امتحانش کنم. خانم خوشگله میگوید:" از خانم ...(اند سمپاد) خواهش می کنیم که بیان و قرآن بخونن تا امتحان رو شروع کنیم."

بهش میگم: قربونت ... جون تو اینجام نخاله ای و از دور تابلو مزنی.

چشمانش را می بندد تا بچه ها او را نخندانند و شروع به خواندن قرآن می کند.بچه ها گلی را که رد می کنند بر سرش نثار می کنند و او گل را بر میدارد و می بوید و از اون پوزخندهای اند سمپادیش میزنه و باز آیه الکرسی (تنها سوره ای را که بلد است) را می خواند.

انگار قرآن به من آرامش عظیمی می دهد و عقلم را به جایگاهش باز می گرداند. ( چه جمله ی آشنایی)

- تا 8 چند دقیقه مونده ، سر 8 شروع می کنیم.بچه های صورتی توی سالن طبق معمول بر حسب لوس بازی دستاشونو دراز کردن تا هر کی برگه رو زود تر برداشت تمشک طلایی  رو جایزه ببره!

تیک تیک تیک تیک ....بووووووووم.8 شد... شوروع به نوشتن می کنم.....

از سالن که بیرون می آیم ، رد بلندترین صدا ها را می گیرم و میرسم به برو بچز خودمون .

حسینیه میگوید:" بچه ها فمیدین من موبایل داشتم؟؟

نه!!!!!!!!!!!!!

دستم و گذاشته بودم بغل گوشم و داشتم سوال ها رو می خوندم که خانم خوشگله  اومد دست گذاشت رو شونمو گفت : کاری نداری عزیزم؟ - نه ممنون . دست نوازشی به سرم می کشه و میره .

- میگما بچه ها مثل اینکه اینا تربیت شده هستن. آخه روش گشتن مقنعه و اینا رو بلدن.

و امتحان ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط MP3 در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 12:31 |