تبليغاتX
fazemanic
در روزگاران دور در سرزميني حومه ي رودهاي هميشه پر آب چاه تقوي و نواحي غولطنتنيه آنگاه که پلنگان صورتي در کنار يوزان و وحوش وحشي وحشتناک ارتزاق مي نمودند و قوت قالبشان چغورک هاي بريان شده در کافي شاپ اکبر چوري بود که روزگاري بر فراز درختان سر به فلک کشيده اکاليپتوس مي گرازيدند.
در بين چوري هاي مذکور جوجويي بود که وي را مطوقه مي ناميدند و در شناسنامه طوطي(يا همان توتي که فرانچسکو هم بهش ميگن)نام داشت.که به علت تاثير شگرف وي در ادبيات ايران و 8کشورجهان سرگذشت رقت بارش را ذکر مي کنيم تا وبلاگ نيز از نظر فرهنگي باردار شود!
روزي روزگاري در مرغزاري خرم و نزه در نزديکي پارک بزرگ شهر آن جا که چورگان لانگان(لانه+گان) خود را با عشق نهادينه کرده بودند کلبه اي بود که از درخشش اکاليپتوس بر دل ستاره و اکبر داغي نهاده بود.
و اين دو مرغ عشق در طول زندگي مشترک در آرزوي داشتن يک چوري پرپر مي زدند و نيازمند ياري سبز يشمي بودند.
تا اينکه روزي فرشته ي پچل و خواري توله اي چوري گون که بعدها فرانچسکو نام گرفت به آن ها ارزاني داشت.از آن پس فرانچسکو به زندگي آن ها گرمايي چون امرسان بخشيد.فرانچسکو از همان بچگي استعداد درخشاني در زمينه ي دريبل و گل زني داشت و به زودي به تيم صدوقي که سالهاي متمادي مقام قهرماني ليگ برتر باشگاههاي سري Aغولآباد را از آن خود کرده راه يافت.
زماني که فرانچسکو به دوران نوجواني رسيد بنا بر غريزه و ذات چوريکي /chooriaki/ که داشت پر زد و رفت.پس از اين واقعه ي جانگداز اکبر و ستاره غم ها خوردند ولي هنوز نمردند.
روزي اکبر براي شکار و گذار به مرغزار اکاليپتوسان در نزديکي سمنگان و همسايگي توران رفته بود که يک چوري بر اوج آسمان ديد.گرازان به تگ ايستاد و کلاشينکف خودرا از خورجين خر خود در آورد و گلوله اي در کدمبه ي چوري تپاند.چوري از اوج به قعر آمد و نگه کرد بر بال خويش راست و اکبر را ديد که جالي بردوش بربالين وي ايستاده ، فرانچسکو مهره ي بال خود را به وي نشان داد ، اکبر که اين صحنه را ديد خود را زد و با کلت کمري کاليبر 37 يک تير در مغز خود در کرد و به ملکوت اعلي پيوست.از آن پس ستاره تا آخر عمر در کلبه ي ملعونش در مرغزار غولطنتنيه به انتظار نشست و غم ها خورد و اين دفعه نه ولي دفعه ي بعدش مرد.
نکته اخلاقي:براي اطمينان و تدابير امنيتي کلاشينکف را در پالون خر قرار ندهيد.

 

+ نوشته شده توسط DVD در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 18:26 |

تا چند دهه قبل در برخى از جزاير اقيانوس آرام مردمانى زندگى مى كردند كه به لحاظ طبقه بندى تمدنى جزء جوامع اوليه بشرى محسوب مى شدند، جوامعى كه از حداكثر ۳۰ تا ۴۰ نفر تشكيل شده و زندگى آنان از طريق شكار و گردآورى دانه مى گذشت و همه نيازهاى جمعيت خود را نيز راساً تهيه مى كردند. انسان شناسان پس از كشف اين جوامع خيلى خوشحال بودند تا آنان را موضوع مطالعه خويش قرار دهند و سير تحول جوامع بشرى را كشف كنند. بدين منظور يكى از آنان را به اروپا آوردند تا با ياد گرفتن زبان اروپائيان او را ديلماج خود قرار دهند و سپس همراه وى به جامعه بدوى اين جزاير (پولونزى) مراجعت كنند. اما معلوم شد كه ياد دادن زبان به وى چندان هم كه تصور مى كردند ساده نيست، مثلاً آن فرد بدوى معناى ضمير مالكيت را نمى فهميد، مثلاً اگر كلمه «تبر» براى او به انگليسى توضيح داده مى شد مى فهميد، اما كلمه «تبر من» را مطلقاً نمى فهميد. آنان حتى كلمه اى مترادف دزدى نداشتند، زيرا در نظام اجتماعى آنان مالكيت وجود نداشت تا مفهوم ضمير ملكى را بفهمند، ضميرى كه بچه هاى ما قبل از ياد گرفتن كلمات بابا و مامان، با آن آشنا مى شوند و بسيارى از اشيا را در حوزه مالكيت خود تعريف و ديگران را از ورود به آن منع مى كنند. غرض اين است كه گفته شود تفاوت هاى زبانى و حتى منطقى ميان برخى از گروه ها، ناشى از عناد يا حتى ضعف درك مطلب يا غير منطقى بودن آنان نيست، بلكه چه بسا ناشى از پيش فرض هاى اوليه اى است كه آنان را در كهكشان هاى متفاوتى قرار مى دهد.

برخی مطالب این وبلاگ (% 9/99( با دوره گردش 9 ) از مطالب ) ، از سوی گروهی از صاحب نظران ( چه توهمی !! ) مورد نقد قرار گرفته است ، و این انتقادات به گونه ای است که گویی نویسندگان افرادی پیاده و فارغ از حداقل دانش هستند ، در حالی که واقعیت مسئله چنین نیست .

برای نقد و دادن نظر در مورد یک مطلب باید با ذوق و منطق نویسنده آشنا بود و به قول معروف از روش تفهیمی آن را فهمید و سپس نقد کرد . ما نمی توانیم با منطق دنیای خود ، رفتار و اعمال دیگران را نقد کنیم . اگر هم چنین کنیم ، این کار تاثیری بر طرف نقدشونده ندارد ، زیرا او مبانی و اصول منطقی ما را ندارد .

نقد بیرونی فقط برای افرادی که بیرون هستند می تواند مفید باشد .

خلاصه مطلب این که ، یا نظر ندین یا اگه میدین واقعا نظر بدین ، نه این که ...

حالا اگه نظرتون نیومد ، می تونین چرت و پرت بنویسین ولی خواهشا نظرات رو به گند نکشین !

نه افراط ، نه تفریط

+ نوشته شده توسط DVD در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 18:45 |
    به مناسبت ارج نهادن به مقام شامخ ديپلمه‌ها و تشويق ايشان به خاطر اخذ* اين مدرك گرانقدر و كمياب و نيز به منظور دشمن‌كور نمودن اين عزيزان بر آن شديم تا مصاحبه‌اي با اين كاكتوس‌هاي نوشكفته بيابان هميشه خرم غول‌آباد بدين مضمون ترتيب دهيم :
سؤالات :
1- هدف شما از اخذ ديپلم چه بود ؟
2- هدف شما از آمدن به مدرسه پس از اخذ ديپلم چيست ؟
3- احساس خود را به عنوان يك ديپلمه بيان كنيد.
4- به نظر شما چه موانعي سر راه ديپلمه‌ها قرار دارد ؟
5- مشوقان شما براي اخذ ديپلم چه كساني بودند ؟
6- اولين چيزي كه پس از شنيدن اين كلمه‌ها در ذهن** شما تداعي مي‌شود، بگوييد :***
د) ديپلم          ب) بله          ا) ازدواج          م) مانع          ع) عشق          عر) عرفان          ش) شمس          س) ستاره          اب) ابوذر          آ) آخرين كلمه را خودتان بگوييد!
7- آيا به عنوان يك ديپلمه اجازه مي‌دهيد مصاحبه شما در وبلاگي كه از هشت كشور جهان البته به غير از شهرهاي ايران بازديدكننده دارد به اسم خودتان درج شود ؟

*******************************************************

شوي سكينه :
1- سكينه
2- سكينه را بيشترُك بيوينم و بعدشم باهم مجردي بِرِم او بُخورِم.
3- ايشالّا ديپلما كه اومد همتونا تو جشن احساس دعوت مُكنم.
4- فكرُك سكينه جونُم.
5- only سكينه
6- د) اميد زندگيم بعد از سكين          ب) كس غيره‌اي نباشت سكين وَلد نبود بگه          ا) سكينه          م) مَردسه          ع) سكينه    
عر) هندسه          ش) Endosh          س) عشقولانه          اب) خر ما از پل گذشته          آ) سكيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن  
7- البِتّه بذارت سكين جونُم بيوينه

*******************************************************

جوجو :
همه پاسخ‌ها به علت مغايرت با موازين اخلاقي،شرعي،عرفي،سياسي،اقتصادي،فرهنگي،هنري،ورزشي،دمپايي كهنه،پلاستيك كهنه مي‌خريم ، توسط سيستم فيلترينگ سانسور شده‌است.

*******************************************************

پارازيت :
1- ديشب باباتو ديدم آيدا
2- كسب علم
3- بند كيفم مرا كتك زد
4- عشق صورتي، برنامه چهارم توسعه
5- دوستان ناباب
6- د) ليسانس          ب) نچ          ا) پارازيت زندگي          م) شوهر          ع) سيزده آبان 
عر) فصل هفتم كتاب ادبيات 3          ش) ننه قمر          س) سياهچال          اب) بلال حبشي          آ) KHARSALAM
7- بدون صدا باشه بهتره چون هوا بس ناجوانمردانه گرم است؟

*******************************************************

فاطي كماندو :
1- قربِ رضاي الهي
2- امر به معروف (ازدواج) و نهي از منكر (دوستِ پُسر)
3- احساس خوشايند قرار گرفتن در زمره پيروان رهبري
4- دخترپُسرُكاي ژلف شهرسّوني،مانتوي تنگ،شلبار كوتا ................
5- اطيعواا...واطيعواالرسول‌وعترتي
6- د)      ب) النكاح‌سنتي          ا) امر خير          م) وسواس خناس          ع) من لا رغب عن سنتي
عر) فناء في ا...          ش) آيت ا...          س) حجت الاسلام والمسلمين          اب) يار پيامبر اعظم          آ) و من ا... التوفيق
7- به شرط پخش نشدن تصوير بـــــــــــــــــــــــــــــــــــله

*******************************************************

* اين واژه به منظور بالابري كلاس كار مستعمل مي‌باشد
** نگفتيم مغز، كه همه داشته باشن
*** اين واژگان به ترتيب حروف الفباي CIA درآوردي مرتب شده‌اند

*******************************************************

با تشكرات لازم و مفيد از خبرنگار واحد مركزي خبر ، مركز غول آباد

 

+ نوشته شده توسط CIA در سه شنبه بیستم تیر 1385 و ساعت 15:35 |

طبق آخرین اخبار رسیده ، طی حملات انحدامی نیروهای اشغالگر سرزمین امام شهر (میدان امام حسین) 300 رأس لات و الوات ، موتور آلات کأنّه سگ و گربه به هم پریده و همانند شغالان ، زوزه کشیده و حیوانات وحشی دیگر را در ضربات فحش و فحشکاری ، چاقو و قیچی و ارّه زخمی و مجروح کرده و انگار که از رو نمی روند و وقت ارزشمند دانشمند ما را به مدّت 7495 ثانیه  (ثانیه های طلایی) شاهد عینی بزرگوار با خانواده محترم - رو به درب خروجی منزل آن زنده جان - را گرفته اند. در پی این حادثه دل خراشٍ ریش تراش پلیس 110 خبر دار شده و در عرض 3 سوت به وقت نیروی انتظامی چندین بنز خوشکل مامانی را راهی میدان کرده و از آن جا که این عملیات سرّی و بسیار محرمانه بوده ، از ماده ی نامرئی کننده برای نیروهای مسلح تی تیش مامانی با اون ماشینای سبز و آبی استفاده کردند و تنها 2 نفر نارنگی به صورت الاّف وارانه به تماشای این فیلم جناحیٍ برگزیده قرن می پرداختند . نیروهای پلیس تمام هوش و ذکاوت و ما یتعلّقٌ به را به کار گرفته و دو فروند مینی بوس برای صحنه سازی به محل جنایت فرستاده که مسئولیت یکی جمع آوری لات و لوت ها از صحنه ی جرم و دیگری تخلیه کردن عدّه ای تازه نفس بود.
طی آخرین گزارشات تلفنی خبری اخبار رادیو   BCC , VCC ,HMC, BBC و WC هنوز آمار دقیقی از کشته شدگان و مرده شدگان در دسترس نمی باشد و در اسرع وقت این آمار را به سمع و نظر شما خوانندگان ، بینندگان و شنوندگان عزیز و لذیذ می رسانیم .



                                   خبر نگار واحد خبری غولاباد ، محصول مشترک fbi و اند سمپاد

+ نوشته شده توسط FBI در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 23:40 |
تابستاني که اومده ، کتابهايي که از زيرزمين منتقل شده ، و حسرت روزهايي که گذشته و همين طور در گذر هست...اين ها روزهايي هست که به ما امر کرده اند اگر روزي 10 ساعت کمتر درس بخواني جات دانشگاه پيام نور پشت کوه هست... هنوز چند روز از تابستون نگذشته دلم براي مدرسه ، کلاسمون ، بچه ها ، اون (به قول معلما)جلف بازيامون ،حتي معلما و سر کار گذاشتنشون تنگ شده...سراغ عکسهامون رفتم و ياد ايام جووني افتادم!! يادش به خير.... 

معرف حضورتون که هستند ديگه!!

پيکار سوم رياضي براي کسب 5 نمره ي کامل در کلاس ايزد !!

يادي از گذشته ها!!!

خوشا آنانکه...

مرحوم حمیییییید رضا-ر و جمله ی معروفش...

+ نوشته شده توسط DVD در چهارشنبه هفتم تیر 1385 و ساعت 18:26 |

 

در این مطلب به نکات جالبی اشاره شده که هر یک از آنها می توانند زندگیها را از یکنواختی و کسالت ناشی از زندگی ماشینی رها کرده و لحظات پر شور و احساسی برای کسانی که در پی زندگیهای عشقولانه و پروانه ای هستند خلق کند و این در صورتی ممکن است که با نگرشی مثبت و تنها در جهت پرداختن به آنها به  این نظرات نگاه شود .

شاید با رعایت این نکات و خیلی نکات دیگر که ما به دلایل سیاسی ، علمی ، اجتماعی ، فرهنگی ، امنیتی ، اقتصادی ، ورزشی و ...  از بیان آنها عاجزیم ( حالا اگه تقاضا زیاد بود ، میتونیم روش فکر کنیم ! ولی قول نمیدیم ) ، جامعه ما از نظر عاطفه و احساسات ( همون عشق و عاشقی ) به مدینه فاضله ای که هر کس در رویاهایش در پی آن است مبدل شود .

 

 

1. به اتفاق هم در آسمان یکی از صور فلکی را انتخاب کنید تا هرگاه به آن نگاه میکنید به یاد هم بیافتید . (مثلا: صورت فلکی هرکول )

2. زیر نور شمع صبحانه میل کنید ... !!!

3. زیر نور ابر در پارک هفتم تیر و  حومه اطلسی و مرکز شهر قدم بزنید .

4. هدایای پرمعنا بهم بدهید . ( مثلا: لغت نامه دهخدا و فرهنگ معین )

5. به افتخار اولین عیدی که کنار هم هستید یک نهال درخت بکارید . (این کارو در روز بیابان زدایی هم تکرار کنید )

6. او را سلطان قلبتان یا تایتانیک روحتان بدانید .

7. سه رستوران از رمانتیک ترین رستورانهای معروف ( مثلا: رستورانهای مرمر ، اکبر جوجه و حاج خلیفه رهبر و شرکا ) را انتخاب کنید ، در یکی پیش غذا ، در یکی شام و در دیگری دسر میل نمایید . ( در طول  مسیر پپسی  یادتون نره ! )

8. با هم برای شکار به جنگل بروید . ( مثلا: جنگل لوت در یزد )

9. حروف اول اسم هر دویتان را بر روی تنه یک درخت قدیمی حک کنید . ( مراقب باشید که زیاد عمیق روی درخت چیزی ننویسید ، چون از طرف طرفداران محیط زیست تحت تعقیب قرار خواهید گرفت و برخورد شدیدی با شما خواهد شد ! )

10. در پیامهای بازرگانی تلویزیون ، برای عشقتان یک آگهی ابرازکننده احساسات بگنجانید . ( مثل تبلیغات  تبرک  )

11. همیشه بدنبال مکانهای شاعرانه ای برای گذراندن لحظاتی که کنار هم هستید بگردید . ( مثل بستنی سالارو میدان امام حسین )

12. در یک دریاچه مصنوعی قایق سواری کنید . ( یزدی ها در این مورد عذرشون موجه می باشد )

13. با هم بازیهای فکری دو نفره ( مثلا: منچ و در مرحله بعد ، مارو پله ) انجام دهید .

14. یک قوطی پر از شیرینی های به شکل قلب ( مثل: باقلوا و قطاب و حاجی بادوم ) به او بدهید .

15. گلهایی که برایتان می خرد را در بهترین جاهای منزلتان بگذارید . ( ضمن تشکر از آقا پاکیزه ( همون ماموران شهرداری ) )

16. شعر عاشقانه محبوبتان را حفظ کنید . ( مثل: بوی جوی مولیان آید همی ... )

17.وقتی شبها بی خوابی به سراغتان می آید ، بجای شمردن گوسفندان ، قلبها را بشمارید . ( با عرض پوزش از همه گوسفندان علی الخصوص گوسپندان عزیز )

18. هر روز به او یک شاخه گل گلایول ( قرمز ، سفید یا صورتی ) بدهید . ( مطمئن باشید که ورشکست نخواهید شد ! )

19. در آغاز هر فصل یک سرویس جواهر به او بدهید . ( مطمئن باشید که ور شکست خواهید  شد ! )

20. از معروف ترین فروشگاه شهر ( مثلا : فروشگاههای چرخ گردون و یا مسلم ) برایش هدیه زیبایی بخرید .

21. مخصوص خانمها : برایش وسیله نقلیه مردانه ای تهیه کنید . ( مثل: واگن بارکش و موتور سیکلت براوو و وانت  و ... )

22. مخصوص آقایان : اتومبییل مورد علاقه اش را تهیه کنید . ( مثل: بنز و رونیز و پرادو و ... ( دیگه از زانتیا کمتر نباشه ) )

23. فقط برای آقایان : از این نکته آگاه باشید که مردان متاهل نسبت به مجردها از عمر طولانی و سلامتی بیشتری برخوردارند ... !!! ( وا مصیبتا !!! )

24. به اتفاق هم ورزش کنید . ( با آهنگهای سنتی و از استادانی چون استاد شجریان )

25. تمام اموالتان را با او تقسیم کنید ... تمام آنها را ... !!!

ولی یک نکته : عشق بزرگ = ریسک بزرگ  ( هر که با عشق در افتاد ، ور افتاد ! ) 

با ما تماس بگیرید و مارا از انتقادات و پیشنهاداتتان منور سازید .

شماره تلفن تماس ۲۵ ساعته شما خوانندگان عزیز : ۶۴۴۱۱

روابط عمومی وبلاگ : ۱۱۰

پست الکترونیک : www.fazemanic.blogfa.com@irib.ir

              

            شایسته از سقز 

 

+ نوشته شده توسط DVD در جمعه دوم تیر 1385 و ساعت 13:10 |